محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6164

تاريخ الطبرى ( فارسي )

غير ترك و به بدترين وضعى آنها را بكشتند كه جز اندكى از آنها جان نبردند و سفيدپوشان اردوگاهشان را با هر چه اثاث و كس و بنه و خيمه و خرده لوازم كه در آن بود غارت كردند . هر كس از آنها كه جان برده بود خويشتن را به دجله افكندند كه سوى اردوگاه ابو احمد رود و آنها كه در كناره ها بودند - كناره ها را از جنگاوران پر كرده بودند - گرفتندشان كه كشته شدند و اسير شدند . كشتگان و سرهاى مغربيان و تركان و ديگران را در زورقها نهادند و بعضى از آن را بر دو پل و بر در محمد بن عبد الله نصب كردند . محمد بگفت تا كسانى را كه آن روز سخت كوشيده بودند ، بازو بند دهند و بسيار كس از سپاهيان و غير سپاهيان بازو بند گرفتند . به تعقيب فراريان رفتند كه بعضى از آنها به اوانا رسيده بودند ، بعضى ديگر به حدود اردوگاه ابو احمد رسيده بودند و از دجله عبور كرده بودند ، بعضيشان نيز به سامرا رسيده بودند . گويند سپاه تركان آن روز كه بر باب القطيعه هزيمت شدند چهار هزار كس بودند كه به روز نبرد دو هزار كس از آنها در آنجا كشته شد كه از باب القطيعه تا قفص شمشير در آنها به كار افتاده بود ( 296 كه هر كه را كشتند ، كشتند و هر كه غرق شد ، غرق شد ، جمعى از آنها نيز اسير شدند . محمد بن عبد الله ، بندار را چهار خلعت داد . آستردار و مزين و سياه و حرير ، و طوقى از طلا به گردن وى كرد ، ابو السناء را نيز چهار خلعت داد . خالد بن عمران و همه سرداران را هر كدام چهار خلعت داد . وقت بازگشتنشان از نبرد ، به هنگام مغرب بود . استران را به بيگارى گرفتند و براى آن جوالها [ 1 ] گرفتند كه در آن سر به بغداد برند ، هر كس با سر يك ترك يا مغربى به خانهء محمد رسيد . پنجاه درم به او دادند و اين كار غالبا از جانب سفيدپوشان و عياران

--> [ 1 ] كلمهء متن : جواليق ، جمع جوالق ، معرب جوال .